السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

590

خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)

روايت ابن‌ماجه است - خواهد آمد . و امّا « وكيع » - كه راوى آن از « سفيان » در نقل دوم به روايت ابن‌ماجه است احمد و ابن‌مدينى آن‌گونه كه در « تهذيب التّهذيب » « 1 » آمده ، از او بدگويى كرده‌اند و ذهبى در « الاعتدال فى نقد الرّجال » « 2 » او را ياد كرده است . و امّا « قتادة » - كه راوى آن از « انس » در نقل اوّل نزد ترمذى است طعن‌هاى بسيار بزرگ و عيب‌هاى سنگينى دارد كه بر مراجعه‌كننده به شرح حالش در « تهذيب التّهذيب » « 3 » و ديگر كتاب‌ها ، پوشيده نمىماند . و امّا درباره « داوودبن‌عطار » - راوى آن از « معمّر » در آغاز هر دو نقل ترمذى - « ميزان‌الاعتدال » آورده است : « حاكم گفت : يحيىبن‌معين گفت : حديثش ضعيف است . و ازدى گويد : درباره‌اش اشكال مىكنند . » « 4 » وامّا « سفيان‌بن‌وكيع » - درنقل ترمذى - نيزموردنكوهش قرارگرفته است . ذهبى گويد : « بخارى گفت : درباره‌اش سخن مىگويند درباره‌ى چيزهايى كه به او تلقين كرده‌اند و ابوزرعة گفت : به دروغ‌گويى متّهم است . و ابن ابىحاتم گفت : پدرم به او اشاره‌كرد كه ورّاق خود راعوض كند ؛ چرا كه در نوشته‌هاى اودست مىبرده است . » « 5 » و در « الكاشف » آمده‌است : « ضعيف است . » « 6 » و ذهبى نيز در « المغنى فىالضعفاء » « 7 » او را يادكرده و گفته است : « تضعيف شده‌است . » و ابوزرعة گفت : « به دروغ گويى متّهم مىشد . » اين حديث از ارسال خالى نيست هم‌چنين اين حديث از ارسال خالى نيست ، اگر به فرض محال ، راويانش از طعن جان به در برند ، حكم به صحّت دادنش جايز نيست . . . ابن‌حجر در شرح گفته‌ى عمر « قارىترين ما أُبىّ است » گويد : « اين‌چنين آن را موقوف نقل كرده است

--> ( 1 ) . تهذيب‌التّهذيب 11 / 109 . ( 2 ) . ميزان الاعتدال 4 / 336 . ( 3 ) . تهذيب التّهذيب 8 / 315 . ( 4 ) . ميزان‌الاعتدال 2 / 12 . ( 5 ) . ميزان الاعتدال 2 / 173 . ( 6 ) . الكاشف 1 / 379 . ( 7 ) . المغنى 1 / 269 .